علی اکبر دانش چکیده : مذهب حقه تشیع یک سری اعتقادات خاصه ای دارد که دیگر مذاهب اسلامی به آنها پایبند نیستند ، یکی از اعتقادات این گروه اعتقاد به رجعت است ، که در این مقاله به اختصار به جمع آوری مطالبی درباره این اعتقاد پرداخته شده است. مطالبی هم چون تعریف لغوی و اصطلاحی و پاسخ به سوالاتی چون ) آیا رجعت ممکن است ؟ آیا دلیلی برای پذیرش این اعتقاد در سنت ،روایت و قرآن وجود دارد؟ فلسفه رجعت چیست؟ آیا از لحاظ عقلی رجعت قابل پذیرش است ؟ آیا رجعت همان تناسخ نیست ؟ آیا دعایی هست تکه در آن درخواست کنیم تا ما جزء رجعت کنندگان باشیم ؟ ) و همچنین دیدگاه علمای بزرگ شیعه را بیان می دارد . وچند شبهه در این رابطه رد می کند. کلید واژه: رجعت ، قیامت ، علما، شیعه ، امام زمان (عج)، موعود مقدمه: یکی از عقائد مخصوص شیعه اعتقاد به رجعت می باشد ، یعنی اعتقاد به این که پس از ظهور امام زمان (عج) و تشکیل حکومت عدالت محور ایشان در سراسر جهان گروهی از اولیای الهی و دوستداران خاندان رسالت و عده ای از معاندان خاندان وحی که دار فانی را مداع گفته اند به دنیا باز خواهند گشت. بنده نیز با توجه به کم رنگ بودن اطلاعات درباره این عقیده در میان عامه مردم و شاید بی خبری از این مساله ، بر آن شدم که مقاله ای را تحت این عنوان به رشته تحریر در آورم تا باشد که آشنایی نسبی به این حقیقت از مذهب حقه تشیع پیدا کرده باشیم. تعریف رجعت : رجعت از لحاظ لغوی از ریشه (رجع) گرفته شده است به معنای بازگشتن و در لسان العرب اینگونه معنا کرده است :یرجع الی الدنیا قبل یوم القیامه[1] است .اما در اصطلاح، به بازگشت زندگى به مجموعه اى از مردگان پس از نهضت جهانى حضرت مهدى(عليه السلام) گفته مى شود. که طبق عقیده شیعیان ، اين بازگشت، پيش از فرارسيدن روز قيامت است و بنابراين، سخن از بازگشت و رجعت، از نشانه هاى قيامت است. ظهور امام مهدى(عليه السلام)، چيزى است، بازگشت حيات به شمارى از مرده ها چيز ديگر، همچنان كه رستاخيز هم مسأله سومى است كه بايد همه اينها را از هم تفكيك كرد. دیدگاه های علمای شیعه : شيخ مفيد گفته است: خداوند، گروهى از امت محمد(صلى الله عليه وآله) را پس از مرگشان، قبل از روز قيامت بر مى انگيزد. اين عقيده به آل محمد(صلى الله عليه وآله) اختصاص دارد و قرآن هم گواه آن است.[2] سيد مرتضى هم در باره رجعت نزد شيعه مى گويد: عقيده شيعه اماميه اين است كه خداوند، هنگام ظهور امام زمان، گروهى از پيروان او را كه پيشتر در گذشته اند بر مى گرداند، تا به ثواب يارى او و ديدار دولتش برسند. بعضى از دشمنانش هم بر مى گردند، تا از آنان انتقام گرفته شود. آنگاه پيروان آن حضرت از ديدن ظهور و غلبه حق و برترى حق پرستان لذت مى برند.[3] علامه مجلسى گويد: رجعت مخصوص كسانى است كه مؤمن خالص يا منافقِ محض از امت اسلام باشند، نه از امت هاى پيشين.[4] علامه مجلسى مى گويد: چگونه يك مؤمن در حق بودن ائمه اطهار شك مى كند، در حالى كه حدود دويست حديث صريح از آنان در اين زمينه نقل شده و سى و چند نفر از بزرگان در بيش از پنجاه تأليف خود آنها را روايت كرده اند، همچون كلينى و صدوق و...[5] شيخ حرّ عاملى هم در باره روايات مربوط به رجعت مى گويد: آنها بيش از حدّ شمارش است و تواتر معنوى دارد.[6] [7] عيون اخبار الرضا: حسن بن جهم گفت: روزي به مجلس مأمون رفتم حضرت رضا (ع) نيز حضور داشت دانشمندان و عقيده شناسان از فرقههاي مختلف اجتماع کرده بودند که بعد از گفتگویی مأمون گفت: يا اباالحسن نظر شما درباره رجعت چيست؟ فرمود:رجعت يک واقعيت است در امتهاي قبل نيز بوده و قرآن شاهد آن است با اينکه پيامبر اکرم نيز فرموده هر چه در امتهاي پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز هست کاملا برابر و بدون ذرهاي پس و پيش و فرموده است وقتي مهدي از فرزنداندم ظهور کند عيسي بن مريم فرود ميآيد و پشت سر او نماز ميخواند و فرموده است اسلام غريب آغاز شد و در آينده نيز به حالت غربت خواهد رسيد اي خوشا به حال غريبان (يعني خوشا به حال همان پيروان اندکي که در آخر الزمان هستند و همانها که در ابتدا به اسلام گرويدند) يکي از اصحاب عرض کرد: يا رسول الله بعد چه خواهد شد فرمود: بعد حق برگشت به اهل خود نمايد.[8] امکان رجعت: در باره امكان رجعت، اعتقاد به امكان وجود زندگى نو در قيامت كافى است، چرا كه رجعت و معاد، دو پديده شبیه به هم هستند یعنی از يك نوع اند، با اين تفاوت كه رجعت از نظر كيفيت و كميت محدود است و پيش از قيامت رخ مى دهد، اما در معاد، همه مردم برانگيخته مى شوند تا زندگى ابدى خود را آغاز كنند. پس پذيرش امكان حيات مجدد در قيامت، با اعتراف به امكان رجعت در زندگى دنيوى ما ملازم است و چون سخن ما با مسلمانانى است كه ايمان به معاد را از اصول دين خود مى دانند، پس بايد امكان رجعت را هم بپذيرند. انسان می تواند با نگاهی به آیاتی از قرآن کریم این مسئله را اثبات کند آیاتی که زندگی امتهای پیشین را بیان می کند که در آنها رجعتهای بسیاری اتفاق افتاده است مانند : 1ـ احياى گروهى از بنى اسرائيل[9] 2ـ احياى كشته بنى اسرائيل[10] 3ـ مرگ هزاران نفر و زنده شدن دوباره آنان[11] 4ـ برانگيختگى عُزير پس از گذشت صدسال از مرگ وى[12]و زنده شدن الاغ او 5ـ زنده شدن مردگان به دست حضرت عيسى(عليه السلام).[13] که از یکی از مهمترین معجزات ایشان بود. اثبات رجعت از دیدگاه قرآن : وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اْلأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّة فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ[14] «و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (در آستانه رستاخيز) جنبنده اى را از زمين براى آنان بر مى آوريم كه با آنان تكلّم مى كند (و مى گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى آورند. روزى كه ما از هر امتى گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى كردند محشور مى كنيم و آنان را نگه مى داريم تا به يكديگر ملحق شوند». اکثر علمای شیعه این آیه را استناد به مساله رجعت می دهند ، اما علمای اهل تسنن بر آنند که این آیه نیز درباره قیامت می باشد ،و ذکر کلمه فوج را اشاره به روساء و سردمداران هر گروه و جمعیت می شمرند و درباره نا هماهنگی آیات که از اینگونه تفسیر بر می خیزد گفته اند که در حکم تاخیر و تقدیم است گویی آیه 83 بعد از 35 قرار گرفته است ، آقای قرائتی در تفسیر نور می فرماید : «این آیه مربوط به قیامت نیست ، بلکه مربوط به رجعت است که قبل از قیامت گروهی زنده می شوند . »[15] و بعد نمونه هایی از زنده شدن دوباره مردگان در آیات قرآن را بیان می دارد که قبلا بعضی از این آیات را ذکر کردیم. و در آیه ای دیگر نیز می فرمایند : «وَ حَرَامٌ عَلىَ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُون»[16] )و قريهاى را كه به هلاكت رساندهايم محال است كه بازگشتى داشته باشند) اهل ادب می دانند که در اینجا «حرام»خبر برای مبتدای محذوف است و «أنَّهُم لَا یَرجِعُون» در مقام برهان و دلیل است. کیفیِت دلالت این آیه هم مثل آیة قبل روشن است و غیر از رجعت، مصداق دیگری نمی تواند داشته باشد، زیرا رجوع و برگشت آنان که به جرم گناهانشان هلاک و نابود شده اند، ممنوع و حرام اعلان شده است، معلوم است که این رجوع و برگشت به قیامت نیست، زیرا برگشت و حشر قیامت، عمومی و همگانی است چه در اثر عذاب هلاک شده و یا با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند. پس این که خداوند بازگشت آنان را نفی میکند، یک باز گشت دیگری غیر از قیامت است که عدّه ای باز میگردند امّا آنهایی که به واسطة عذاب الهی نابود شده اند بر نمیگردند چون نتیجة دنیایی اعمالشان را دریافت کرده اند. مرحوم قمی میفرماید: این آیه از روشن ترین دلائل رجعت است، زیرا همة مسلمانان معتقد اند که تمام مردم در قیامت بر می گردند، هلاک شده باشند یا نشده باشند. پس مراد از«لا یرجعون»رجعت است که هلاک شدگان بر نمی گردند. همچنین در این آیه می فرمایند: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ فىِ الحيَوةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَاد»[17] (ما پيامبرانمان و مؤمنان را در زندگى دنيا و در روز قيامت كه شاهدان براى شهادت بر پاى مىايستند، يارى مىكنيم) کیفیّت دلالت این آیه بر رجعت مثل آیات قبل خیلی روشن است زیرا این وعدة الهی، در گذشته که محقق نشده است، چون همة انبیا به جز اندکی و همچنین مؤمنان اوصیا به دست دشمنان مظلومانه به شهادت رسیده و بدون یاری از دنیا رفته اند«یحیی ها، ذکریا ها، حسین هاو.........»در طول تاریخ مظلومانه به شهادت رسیده اند و هرگز یاری نشده اند در حالی که آیه میگوید: ما به طور قطعی فرستادگان خود و مؤمنان را یاری میکنیم. بنابراین یا باید بگوییم: العیاذ بالله خداوند خلف وعده کرده است در حالی که«إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ» ویا بگوییم:این وعدة الهی در آینده محقق می شود. هیچ مسلمانی به فرض اوّل نمی تواند ملتزم شود پس در آینده یاری می شوند و یاری شدن آنها مستلزم زنده شدن و رجعت آنان است. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: سوگند به خداوند این آیه مربوط به رجعت است مگر نمی دانی که پیامبران زیادی در این دنیا یاری نشده و به شهادت رسیده اند و ائمّه(علیهم السّلام) که مصداق کامل «الَّذِینَ آمَنُوا» هستند بدون یاری به شهادت رسیده و نصرت وعده داده شده شامل حالشان نشده است. پس این نصرت الهی در ایّام رجعت محقق می شود.[18] آیات دیگری نیز در قرآن کریم وجود دارد که دال بر همین مطلب می باشد اما به علت اختصار این مقاله از پرداختن به این آیات خود داری می کنیم. دلائل منکران رجعت : منکران رجعت به چند آیه استناد می کنند و می خواهند با این آیات مثلا این واقعیت را انکار کنند . و به ظاهر این آیه كه مى فرمايد: (حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) «وقتى مرگ يكى از آنان مى رسد، مى گويد: خدايا مرا برگردانيد تا كار نيك انجام دهم. هرگز! اين سخنى است كه مى گويند و پس از مرگشان برزخى است تا روز قيامت»[19] استناد می کند که منظور آن است كه پس از مرگ، بازگشتى به دنيا نيست. پاسخ حضرت آیت الله مکارم : آيه از يك قانون كلى حكايت مى كند كه قابل استثنا در برخى موارد است و دليل آن زنده شدن بعضى از مردگان در امت هاى پيشين است. اگر عدم بازگشت به دنيا يك قانون و سنت كلى و استثنا ناپذير بود، بازگشت برخى به دنيا با عموم آيه تناقض داشت. اين آيه هم مثل سنت هاى ديگر الهى در مورد انسان است و مى رساند كه طبيعتاً پس از مرگ، حياتى نيست تا قيامت و اين منافاتى ندارد كه در بعضى موارد به خاطر مصالح برتر، رجعتى صورت بگيرد. به برخی آیات دیگر استناد می کنند اما نمی دانند که واقعیت این آیات بیانگر چیست ؛ همچنین نسبت به شبهات این چنین اشخاصی علمای بزرگوار اهل تشیع ادله زیادی را بیان نموده اند. که می توان در سایت های مختلف و کتاب های مختلف عزیزان پاسخ این شبهات را دریافت کنند. حقیقت رجعت: معتقدان به رجعت هم بيش از اين ادعايى ندارند و خلاصه اش بازگشت حيات به دو گروه از نيكان و بدان پس از ظهور امام مهدى(عليه السلام) و پيش ازآنکه پاداش و کیفر اخروی اعمال خود را ببینند ، است و آن را جز كسى كه به دلايل آن دقت نكند، انكار نمى كند. در اينجا دو بحث مى ماند: رجعت كنندگان كيانند؟ هدف از زنده كردن آنان چيست؟ جواب سؤال اول آن است كه گروهى از مؤمنان و جمعى از ظالمان زنده مى شوند و اما پاسخ اجمالى سؤال دوم در كلام سيد مرتضى آمده است كه عده اى از شيعيان كه پيش از ظهور مرده اند به فيض يارى امام(عليه السلام) نائل آيند و از عده اى از دشمنان هم انتقام گرفته شود.[20] رجعت امام حسین (ع) قطب راوندى از منهال بن عمرو روايت كرده است كه گفت : به خدا سوگند كه در دمشق ديدم سر مبارك جناب امام حسين عليه السّلام را بر سر نيزه كرده بودند و در پيش روى آن جناب كسى سوره كهف مى خواند چون به اين آيه رسيد) .اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَالَّرقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبا)[21]. به قدرت خدا سر مقدس سيدالشهداء عليه السّلام به سخن درآمد و به زبان فصيح گويا گفت :« امر من از قصّه اصحاب كهف عجيبتر است . و اين اشاره است به رجعت آن جناب براى طلب خون خود»[22] و همچنین در بحار الانوار آمده است که : امام صادق (ع) فرموده اند :« اول من تنشق الارض عن، و ترجع الی الدنیا ، الحسین بن علی (ع) » که بیان می دارد که اولین کسی که رجعت می کند و به دنیا بر می گردد حضرت ابی عبد الله حسین بن علی (ع) است.[23] رجعت امام حسین در روزگار ظهور قائم یکی دیگر از اصول مسلم و قطعی که شیعه بدان معتقد است این است که امام را امام غسل می دهد این برگرفته از حدیث امام رضا(علیه السّلام) است که می فرماید: امام را جز امام غسل نمی دهد[24]. بنابراین باید یکی از امامان رجعت نموده مراسم تغسیل و خاکسپاری امام عصر(عج) را بر عهده بگیرد که طبق روایات رسیده امام حسین(علیه السّلام) این مهم را انجام می دهند.در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه« ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيهِْمْ وَ أَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْنَاكُمْ أَكْثرََ نَفِيرًا»[25] از امام صادق نقل شده است: مقصود از زنده شدن دوباره امام حسین(علیه السّلام) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان(عج)است، در حالی که کلاه خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوبارة حضرت حسین(علیه السّلام) را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند و این در حالی است که حضرت مهدی(عج)در میان مردم است.هنگامی که همه مومنان، امام حسین(علیه السّلام) را شناختند و تایید کردند که او حسین(علیه السّلام) است، مرگ حضرت مهدی(عج)، فرا خواهد رسید و دیده از جهان فرو می بندد. آنگاه امام حسین(علیه السّلام) وی را غسل و کفن و حنوط می کند و به خاک می سپارد که هرگز امام را جز امام غسل نمی دهد.[26] پس از شهادت امام زمان و تدفین ایشان، امام حسین(علیه السّلام) عهده دار حکومت جهانی ایشان می شوند و به قدری حکومت می کنند که گفته شده است، از کثرت سن ابروهایش روی دیدگان مبارکش را می پوشاند تا اینکه روز قیامت و رستاخیز فرا رسد. اهل سنت و رجعت مسئله جالبی در این باب است که چرا اهل سنت رجعت را قبول ندارند در حالی که اولین کسی که پس از رحلت نبی مکرم اسلام (ص) مسئله رجعت بیان کرد عمر بن خطاب بود. ابن هشام می نویسد : وقتی نبی مکرم اسلام (ص) در گذشت عمر بن خطاب برخاست و گفت : گروهی از منافقان گمان می کنند که پیامبر مرده است نه خیر ، او نمرده است ، او به سوی خدا رفته ، دو مرتبه باز می گردد ، به خدا سوگند او بار دیگر بر می گردد و دست و پای کسانی را که می گویند او مرده است (دیگر بر نمی گردد) را قطع می کند.[27] هنگامی که بحث درباره رجعت و نظر اهل سنت درباره آن می پردازیم یک سوال برای ما پیش می آید ، که چرا اهل سنت مسئله رجعت را در کتب خود بیان نکرده است ؟ مسلما دلیل آنها غیر از این دو مورد نیست که : اولا رجعت تجلی امامت امامان شیعه است و ثانیا چون رجعت بیانگر آن است که حق ائمه شیعه غصب شده لذا خداوند دوباره آنها را به دنیا ارجاع داده تا به ولایت کامل برسند.